كبوتري مثل مرتضي

سلامي از دل بي تاب و سرشارازسوز فراق

 بعد از اوضاع و احوال اخير كشور كه حال واحوالم را حسابي به هم ريخته بود كم كم خودم را آماده مي كردم يادداشتي را كه براي عبرت آموزي از اين حوادث تهيه كرده بودم پاك نويس كنم و ارايه آن را بهانه اي قرار دهم براي هم كلامي با شما عزيزانم و اندكي آرامش كه خبري تكان دهنده چند ساعت مانده به افطار تمام وجودم را به هم ريخت 

مرتضي شباني ،همان نازنين دوست پر از مهر ،همان دوست با اخلاص ،همان نماد آرامش ،همان كه چهره با صفايش ما را ياد شهدا مي انداخت ،همان كه اكنون زبانم تاب ادامه مطلب را ندارد در مسير بازگشت از قم با حادثه اي كوچك در يك چشم به هم زدن همه ما را ترك كرد ، دلهايمان را  داغدار نمود و چون كبوتري از ميانمان پر كشيد

دوستان رفتن اينگونه است به سن و سال و همسر چشم انتظارو كودك دلبسته به بابا كاري ندارد ، مي رود آنچنان ناگهاني كه گويا قرار بر همين بوده است

عزيزان فرصت را دريابيم

ياران شهيد ، مرتضي برادر محسن را دريابيد ، از او استقبال كنيد و براي محسن عزيزمان اين برادر از كف داده و از غم برادر خميده طلب صبر كنيد

دوستان به جمله اي و كلامي به هم تسلي دهيم كه سخت محتاج اين تسليت هستيم  

نوشته شده توسط : خودم  /  2 نظر
09 شهریور 1388
هديه اي از نوع ديگر

خدا را شكر كه باز فرصتي به ديده بوسي و هم كلامي با دوستان و عزيزان فراهم شد ‌‍، بهانه اين حال و احوال را بيان دو نكته و يك مطلب كوتاه قرار مي دهم

اول - اينكه تمام وجودم سرشار از تشكر و قدر شناسي نسبت به همه شما نازنيناني است كه با نگاه و حضور و نظر خود اين ميهماني را برپا داشتيد و گرم كرديد و دعوت اين كوچك برادر بازمانده از قافله شهيدان را پذيرفتيد.

اين ميهماني ساده كه جز يك يادداشت اوليه و چند عكس ابتدايي چيزي نداشته است با حضور بيش از 800 نفر از شما به عنوان بازديدكننده رونق گرفت . افزون بر اين با ارائه نظراتي دلنشين و آميخته به محبت و لطف چيزي از بزرگواري و همراهي كم نگذاشتيد.

دوم - پر پيداست كه مطلب دوم جز عذرخواهي ار تاخير در بروز رساني مطالب حرف ديگري نمي تواند باشد. شما خوب آمديد اما من در پذيرايي حسابي كم آوردم.

از شما چه پنهان كم مهارتي من در امور مجازيه ، گرفتاري هاي كاري ، از همه مهمتر شك و ترديد درباره اينكه كدام مطلب را بنويسم و چه حرفهاي زيادي است كه نبايد بازگو كنم! واندكي هم رفع مشكلات فني سايت كه بطور طبيعي بايد در ابتدا برطرف مي شد، از عوامل تاخير بود.

اما به سهم خود سعي مي كنم از اين به بعد اسباب و مطالب پذيرايي را زودتر و بهتر فراهم كنم تا هر وقت كه جمال وب سايت ما به نور چشم شما روشن شد خيلي خجالت زده نباشم.البته شما هم - به غير از اظهار نظر- با يادداشتهاي درست و حسابي آبرو داري كنيد و به دادم برسيد تا هم جبران كم كاري من بشود و هم ديگران بيشتر استفاده كنند.

مخصوصا از سروران و ياران قديمي تر انتظار بيشتري داريم كه دوستان را بي نصيب نگذارند .

و اما مطلب اصلي و البته كوتاه:

روزها از پس هم مي گذرند و ما را به يكي از مناسبتهاي بزرگ تاريخ نزديك مي كنند، سالروز ولادت حضرت صديقه اطهر،فاطمه زهرا سلام الله عليها، از راه مي رسد و مختصر كلام من پيوندي با اين روز عزيز و مبارك و نامگذاري آن به عنوان ‹ روز زن › دارد.

از عادتهاي نادرست ما اين است كه براي بدست آوردن خواسته مورد نظرمان تلاش زيادي مي كنيم و هزينه هاي مادي و غير مادي قابل توجهي صرف مي كنيم اما پس از رسيدن به هدف براي حفظ آن اهتمامي به خرج نمي دهيم و حتي گاهي با بي مهري و كم توجهي با آن مواجه مي شويم .

شايد رفتار برخي از ما با شريك زندگي و همسرمان همينگونه باشد. چون او را داريم، از همراهي و محبتش برخورداريم و نقشش را به خوبي در زندگي ما به گونه اي ايفا مي كند كه كمبودي احساس نمي كنيم، رفته رفته به جز جايگاهي عادي و تكراري در زندگي روزمره برايش حساب ديگري باز نمي كنيم.

بدترين حرفي كه در اينطور مواقع مي توان شنيد، از اين قبيل است:

     * من ياد ندارم محبت و علاقه خودم رو ابراز كنم !

     * وقتي همه تلاش من از صبح تا شب براي زندگي و همسرم هست ديگر چه كار بايد بكنم ؟!

     * همسرم بايد بداند كه من در قلبم دوستش دارم ، نيازي به ابراز نيست !

     * من از بچه بازي خوشم نمياد.......!

مي دانيد كه به خاطر لطف دوستان، محل مراجعه براي طرح برخي مشكلات خصوصي هستم ، از اينرو بسيار مواجه شدم با مسائلي كه ريشه در اين مهم داشته اند.

توجه به همسر ؛ وقتي براي گفتگو و ارتباط معنوي اختصاص دادن ؛ به مناسبتهاي گوناگون جايگاه و نقش مهم او در زندگي را قدرشناسي كردن ؛ به او وآينده اش فكر كردن؛ براي رشد تحصيلي و معنوي اش همراهي و كمك كردن و خلاصه اورا از مهمترين امور زندگي به حساب آوردن ؛ از جمله مسائلي است كه در عين اهميت گاه به شدت از فهرست دغدغه هاي ما حذف مي شوند.

در اين رابطه به عنوان پيربرادري ارادتمند، حرفهاي زيادي دارم كه شايد در آينده بيشتر مطرح كنم ، هرچند اساسا بيان بعضي نكات دقيق در اين رابطه امكان پذير نيست ويا بسيار مشكل است.

مي خواهم از بركت مناسبت مباركي كه اشاره كردم تيمن بجويم و به طور مشخص پيشنهاد بدهم : هديه اي كه امسال براي روز زن در نظر گرفته ايد را ضميمه كنيد به يك يادداشت صميمي و ماندگار. در اين دلنوشته حرفهايي را كه تا بحال فرصت بيانش فراهم نشده ويا با همه صميميت و نزديكي روي بازگوكردنش را نداشته ايد ، مطرح كنيد.

از جايگاه او، از نقشي كه در پيشرفت شما داشته است ، از اميدي كه به او در ادامه زندگي و دستيابي به مراحل بعدي موفقيت داريد، از قول و قراري كه براي سير معنوي با هم مي گذاريد ، خوبي هايش را بشماريد و بيان كنيد تا معلوم شود قدرشناسيد ، حتي از كوتاهي هاي احتمالي خودتان ، از او بخواهيد خواسته هايش را دقيق تر براي شما بيان كند تا بتوانيد بهتر با او همراهي كنيد.

به نظرم با اين يادداشت هم مي توانيد قدرشناسي خوبي داشته باشيد، هم فضاي جديدي را در روابط معنوي خود با شريك زندگي خود باز كنيد و هم مسائل في مابين را از امور سخيف و بي اهميت ، به مسائل عاطفي،معنوي وفكري مهمي ارتقا بخشيد و سطح دغدغه هاي زندگي را به مباحث مهم و ارزشمندتري معطوف نماييد.

شايد كساني كه به اين توصيه عمل كنند، بتوانند از اين تجربه شيرين ، خبرها و مطالب شنيدني خوبي براي ديگران داشته باشند و در اين ميهماني مطرح كنند.

شيرين ترين و معنوي ترين روزهاي زندگي را برايتان آرزومندم.

 



 


ادامه ...
نوشته شده توسط : خودم  /  44 نظر
17 خرداد 1388
بفرماييد ميهماني

به نام خدا

آماده می شوی برای یک میهمانی رویایی و بزرگ که سالهاست آرزویش دست از دلت بر نمی دارد هر چند دلشوره ي ترديد همچنان دوست دارد در سرنای نا امیدی بدمد که "آیا واقعا جمع شدن همه صمیمی ترین و کمیاب ترین دوستان عزیزدانه از دوران نوجوانی تا کنون دست یافتنی می نماید ؟"

همکلاسیهای دوران تحصیل ، رفقای روزهای پخش اعلامیه و تظاهرات قبل از سال 57 ، هم گشتی های گشت های شبانه با چماق و ام یک ، اهالی برگزاری نمایشگاه و بحث با ضد انقلاب ، انجمنی های خودمان ، بچه های جنگ و جبهه ، اعضای دعای کمیل ، جماعت اهل حجره و مدرس ، یاران اتحادیه ، همه و همه از افرادی که شان استادی داشته اند، یا همقطار و همفکر بوده اند و یا به نوعی از همراهان فعالیت های فرهنگی و اجرایی به شمار می روند و یا به قول برخی دوستان ، تاپ ترین ثمره های کارهای جمعی و برنامه های نیرو سازی محسوب می شوند.

الغرض حس و حال من  در راه اندازی این وبلاگ که نه، در برپا کردن این میهمانی ، برقراری همین محفل دوستانه و تاحدی تحقق همان آرزوی دیرینه است و الا نه فرصتم و نه روحیه ام چندان تناسبی با وبلاگ با زی ندارد.

قديم تر ها شرايط كاري مان در اتحاديه و فعاليتهاي روزانه به گونه اي بود كه زمينه ارتباط با يكديگر به صورت عادي وكاري فراهم مي شد و در واقع محافل دوستانه ي فكري و عاطفي جزءي از كارمان محسوب مي شد، اما چند سالي است اوضاع تغيير كرده ، دوستان پراكنده تر شده اند و ديدارها با فاصله هاي بيشتري تازه مي شود و به تبع اين دوري ها گلايه هاي به حقي تلنبار مي شود .

البته به چه علتي ؟ نمي دانم ، اما بيشتر اوقات سر انگشت انتظارات دوستان در اين را بطه را به سمت خودم ديدم ، حتما اين هم از لطف و حسن ظن شماست .

از انتظار و مطالبه به حق دوستان كه بگذريم ، از شما چه پنهان خودم به اين گفت و شنود ، حال و احوال و بده بستان بيشتر از بقيه محتاج نباشم كمتر نيستم .

هر چه در جاده عمر پيش تر مي رويم و فاصله مان از مبداء دوستي ها بيشتر مي شود به جاي كم رنگ شدن خواستن ها و دوست داشتن ها گويا اين علاقه ها و ارادت ها بيشتر در وجودمان ريشه دوانيده ، شايد باورتان نشود اين روزها دلم بيشتر هواي رفقا را مي كند، چه رفته ها و چه مانده ها ... !

روزگار را چه ديدي ! چه بسا سر سفره ي خاطره ها ، ياد داشت ها ، عكس ها و يادگارهاي ياران سفر كرده ، دمي هم با آنها همپيمانه شويم و لحظاتي شيريني هم نشيني با يادشان زخم عميق هجران و واماندگي مان را اندكي التيام بخشد .

در هر حال آنچه فعلا از دست اين برادر بي مقدار بر مي آيد همين است كه البته اين هم مثل همه ي كار هاي ديگر با همت و زحمت دوستان فراهم شد كه جاي سپاس و تشكر دارد به خصوص از احسان عزيز .

پر واضح است كه گرما و شور و صفاي اين ميهماني به حضور قلبهاي مهربان و دست و قلم شما پيوند خورده است كه اصل اين تلاش جز به انگيزه حضور شما نبوده است .

و اما حرف آخر اينكه :

چند مرغزار كلام ( به قول بينندگان جان )  را براي گشت و گذار در حاشيه اين ميهماني ترتيب داده ام :

- صفحه ي اصلي ؛ كه نياز به توضيح ندارد.

- نگاره اي از من ؛ را طبق قاعده اين گونه سايت ها درست كرده اند براي مطالبي " در باره ي من " كه البته چندان نيازي به آن نداريم چرا كه هر چه دوستان در باره ي اينجانب كمتر بدانند كمتر آبروريزي مي شود !

- نگاره مانده ها ؛ آرشيو و بايگاني مطالب است.

- نگار يار ؛ نوشته هاي رسيده از ميهمانان ويژه خواهد بود .

- نگارستان رضوان ؛ را به مطالبي در مورد امام رضا عليه السلام و حرم مطهر آن حضرت اختصاص داده ام .

- نگاره هايي از رسانه ها ؛ براي برگزيده اي از مطالب روزنامه ها و جرايد در نظر گرفته ام .

- ياد نگار ايام ؛ را با عكسها و تصاوير به صورت دسته بندي و به همراه توضيحات ضروري برايتان تزيين مي كنم .

- ارتباط با من ؛ هم براي اين كه هميشه در دسترس و در خدمت باشم و ديگر نگوييد حاج امير را نمي شود پيدا كرد !


اميد وارم بپسنديد و نظرات تكميلي و اصلاحي را روانه فرماييد .                     

 فداي همه تان - حاج امير



ادامه ...
نوشته شده توسط : خودم  /  56 نظر
27 فروردین 1388